<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های کاربردی مهندسی منابع طبیعی</title>
    <link>https://arne.lu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های کاربردی مهندسی منابع طبیعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 20 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 20 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی و پهنه‌بندی خطر فرسایش خندقی با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735882.html</link>
      <description>فرسایش خاک در ایران یکی از مشکلات اساسی به‌ویژه در بخش‌های کشاورزی، منابع‌طبیعی و محیط‌زیست است که پیشگیری یا مبارزه با آن نیازمند شناخت مناطق بحرانی و شناخت و نقش انواع مختلف فرسایش آبی در تخریب زمین و تولید رسوب می‌باشد. فرسایش خندقی یکی از اشکال پیشرفته فرسایش خاک است که شناسایی و ارزیابی آن به‌منظور حفاظت خاک ضروری است. فرسایش خندقی یکی از مخاطره‌آمیز ترین انواع فرسایش آبی است که سبب تخریب اراضی و برهم خوردن تعدل زیستی و محیط زیست می‌شود. این نوع فرسایش سبب تغییر شکل زمین می‌شود و توسعه آن از دلایل عمده تخریب زمین و از بین رفتن خاک می‌شود. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی و پهنه‌بندی خطر فرسایش خندقی و عوامل موثر در وقوع فرسایش خندقی به روش حداکثر آنتروپی (مدل مکسنت)  در منطقه آبستان در استان لرستان می‌باشد.نتایج حاصل از مدل‌سازی مکسنت با استفاده از منحی ROC ارزیابی شد که نتایج نشان داد دقت این مدل با ROC برابر 93/0 در پیش‌بینی فرسایش خندقی بسیار عالی می‌باشد. نتایج نمودار جک نایف  در رابطه با سهم هر یک از پارامترها در حساسیت وقوع فرسایش خندقی نشان داد بیش‌ترین پارامتر تاثیرگذار فاصله از جاده با سهم 93 درصد و بعد از آن پارامتر کاربری اراضی با سهم مشارکت 87 درصد بوده است. همچنین کم‌ترین تاثیر مربوط به جهت شیب با درصد مشارکت 46 درصد می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>(بررسی نقش تکتونیک بر ناهنجاری شبکه زهکش حوزه آبخیز کاکاشرف استان لرستان)</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735883.html</link>
      <description>ناهنجاری شبکه زهکش به عنوان یکی از حساس ترین شاخص های مورفوتکتونیکی ، بازتاب مستقیم فعالیت های زمین ساختی در حوزه آبخیز است.در این مطالعه به منظور کمی سازی نقش تکتونیک فعال دو شاخص کلیدی شامل شاخص ناهنجاری سلسله مراتبی(aΔ)  و تراکم ناهنجاری سلسله مراتبی(ga) در چهار زیرحوزه A تا  Dمحاسبه و تحلیل گردید.نتایج نشان می دهد که زیرحوزه A  با مساحت 65 کیلومتر مربع به طور چشمگیری دارای بیشترین ناهنجاری می باشد(95/1 ga=و19/1 Δa=) که نشان دهنده تاثیرپذیری شدید از گسلش و عوامل تکتونیکی است در مقابل در زیرحوضه B با مساحت 5/34 کیلومترمربع و مقادیر 83/0 ga=و63/0 Δa= و زیرحوزه   Dبا مساحت 38 کیلومترمربع و مقادیر 76/0 ga=و55/0 Δa= ناهنجاری متوسط تا پایین را نشان می دهد. در زیر حوزه C با مساحت 22 کیلومترمربع و مقادیر 95/0 ga=و2/0 Δa= حاکی از نظم سلسله مراتبی و تاثیرپذیری کم از تکتونیک است اما تراکم ناهنجاری بالا در آن احتمالا به سبب فرسایش یا عوامل غیرتکتونیکی است.الگوی فضایی شاخص ها نشان می دهد که پهنه های یا ناهنجاری سلسله مراتبی بالاتر با مناطقی که تراکم گسلش بیشتری دارند انطباق کامل دارند.بر این اساس شاخص ناهنجارس سلسله مراتبی به ویژه در زیر حوزه A می تواند ابزاری کارآمد برای شناسایی تکتونیک فعال باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیرآفت جوانه خوار بر پارامترهای مورفولوژیک و فیزیولوژیم برگ درختان بلوط ایرانی در عرصه های مورد تهاجم این آفت( استان لرستان)</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735884.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: آفات سالانه با تاثیر منفی بر عرصه‌های جنگلی  و با حمله به زیر ساخت‌ها سبب مهیا شدن شرایط برای شیوع بیماری‌ها، میلیاردها دلار زیان مالی در سطح جهان به بار می‌آورند. پروانه جوانه‌خواربلوط Tortrix viridana L یکی از کلیدی‌ترین آفت برگ‌خوار درختان بلوط درمنطقه رویشی زاگرس است. این حشرات باعث کاهش تولید بذر، زوال جنگل، تغییر در زادآوری و حتی باعث مرگ و میر درختان شده که در نهایت باعث بروز پیامدهای منفی و اقتصادی خواهد شد. جوانه‌خوار بلوط یک حشره چندخوار بوده و از تعداد محدودی گیاه تغذیه می‌کند. دامنه میزبانی آن محدود بوده و بیشتر در جنس بلوط است.  لاروهای این آفت با تغذیه از جوانه‌ها و برگ‌های درختان بلوط خسارت سنگینی را به درختان وارد کرده و دارای خسارات اقتصادی بسیار بالایی می‌باشند.
مواد و روش ها: این تحقیق به منظور بررسی تغییرات پارامترهای مورفولوژیک و فیزیولوژیک برگ درختان بلوط در عرصه های مورد تهاجم پروانه جوانه خوار بلوط در سال 1401 در سه منطقه گورکش دورود، کهمان الشتر و گریت استان لرستان، به روش نمونه‌برداری تصادفی سیستماتیک با ابعاد شبکه200 * 150 تعداد 30 قطعه نمونه 10 آر به ابعاد40 * 25 (1000متر مربع) صورت گرفت.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که در هر سه منطقه مورد مطالعه، طغیان آفت با شاخص برگخواری بالای 45 درصد قابل مشاهده است. همچنین بین میزان پارامترهای مورفولوژیک، مانند وزن تر، وزن خشک،رطوبت وزنی، محتوای رطوبت نسبی، وزن خشک مخصوص، برگ درختان با طغیان جوانه‌خوار و میزان برگ خواری ارتباط وجود دارد. در مناطقی‌که همبستگی مثبتی بین پارامترهای مورفولوژیک با طغیان آفت وجود داشت</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک اکوسیستم ها با تاکید برفهرست سرخ IUCN با هدف احیا و مدیریت اکوسیستم ها</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735885.html</link>
      <description>این پژوهش به ارزیابی ریسک اکوسیستم‌های حوضه آبخیز گرگانرود با استفاده از فهرست سرخ IUCN می‌پردازد. تخریب اکوسیستم‌ها در سطح جهانی تهدیدی جدی برای رفاه انسانی و تنوع زیستی محسوب می‌شود. فهرست سرخ اکوسیستم‌های IUCN (RLE) به عنوان ابزاری علمی و معتبر برای ارزیابی خطرات اکوسیستم‌ها و حفاظت از آن‌ها طراحی شده است. این ابزار، که به عنوان بخشی از جعبه‌ابزار تنوع زیستی عمل می‌کند، به تحلیل و ارزیابی اکوسیستم‌های زمینی و دریایی در سطح جهانی می‌پردازد و هر پنج سال یک بار تکرار می‌شود تا به شفافیت و نظارت بین‌المللی کمک کند.در این پژوهش، با استفاده از ابزارهای پیشرفته نظیر Google Earth Engine (GEE) و تحلیل تصاویر ماهواره‌ای، تغییرات فضایی و زمانی در توزیع پوشش گیاهی به ویژه جنگل‌ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که بخش‌هایی از حوضه آبخیز گرگانرود تحت فشار شدید فعالیت‌های انسانی و تغییرات اقلیمی قرار گرفته است، که این موضوع منجر به کاهش مساحت و کیفیت زیستگاه‌های طبیعی شده است. روند جنگل‌زدایی و تغییر کاربری اراضی در این منطقه به شدت نگران‌کننده است و منجر به کاهش زیستگاه‌های گونه‌های بومی و افزایش خطرات محیطی نظیر فرسایش خاک و کاهش تنوع زیستی شده است. برای حفاظت و احیای این اکوسیستم‌ها، توصیه می‌شود که اقدامات فوری نظیر افزایش نظارت و پایش مستمر با استفاده از ابزارهای نوین، اجرای برنامه‌های احیای جنگل، ترویج کشاورزی پایدار، آموزش و آگاهی‌بخشی عمومی و تقویت قوانین و مقررات اجرایی مدنظر قرار گیرد. این اقدامات می‌توانند به کاهش فشارهای زیست‌محیطی و حفظ تنوع زیستی منطقه کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت حکمرانی محیط‌زیست در اکوسیستم‌های طبیعی با رویکرد مدیریت زیست‌بومی (مطالعه موردی: دریاچه گهر)</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735886.html</link>
      <description>دریاچه گهر به‌عنوان یکی از زیست‌بوم‌های آبی کوهستانی منحصربه‌فرد ایران در منطقه حفاظت‌شده اشترانکوه استان لرستان، با دارا بودن تنوع زیستی استثنایی، کارکردهای اکوسیستمی حیاتی و جذابیت اکوتوریستی بالا، همواره با چالش‌های مدیریتی ناشی از فشارهای انسانی و تغییرات محیطی مواجه بوده است. این پژوهش با هدف تحلیل الگوی حکمرانی زیست‌بومی این اکوسیستم حساس، از چارچوب ترکیبی تحلیل SWOT وزنی بهره گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان و نظر سنجی کارشناسی گردآوری شد. یافته‌ها تناقض ساختاری بین سرمایه‌های طبیعی ممتاز (شامل تنوع زیستی منحصربه‌فرد، زیستگاه‌های بکر و منابع آبی باکیفیت) و ضعف‌های نهادی عمیق (پراکندگی مسئولیت‌ها، نبود حکمرانی یکپارچه، کمبود بودجه پایدار) را آشکار ساخت. نتایج ماتریس‌های IFE (امتیاز ۲.۰۷) و EFE (امتیاز ۱.۷۶)، قرارگیری منطقه در موقعیت راهبردی تدافعی (WT) را تایید می کند که ضرورت بازنگری بنیادین در سازوکارهای حکمرانی را در مواجهه با تهدیداتی نظیر تغییرات اقلیمی، فشار گردشگری بی‌ضابطه و توسعه عمرانی غیرمسئولانه نشان می‌دهد. اولویت‌بندی راهبردی در ماتریس QSPM، بازطراحی ساختار حکمرانی یکپارچه با مشارکت بین‌بخشی، توانمندسازی جوامع محلی و توسعه زیرساخت‌های اکوتوریسم مسئولانه را به‌عنوان راهکارهای کلیدی معرفی نمود. تحقق این راهبردها مستلزم عبور از چالش‌های ساختاری شامل غلبه بر رویکردهای بخشی، تأمین منابع مالی پایدار (صندوق‌های وقفی، جذب سرمایه خصوصی) و استقرار سامانه‌های پایش یکپارچه فناوری‎محور است. یافته های حاکی از آن است که پایداری بلندمدت دریاچه نیازمند تحول سه‌بعدی در عرصه‌های نهادی (حکمرانی شبکه‌ای)، اقتصادی (توسعه چرخشی) و فرهنگی-اجتماعی (ترویج اخلاق محیط‌زیستی) بوده و می‌تواند به‌عنوان الگویی راهبردی برای مدیریت اکوسیستم‌های آبی ایران به‌کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین تعیین‌کننده‌های رفتار حفاظت از جنگل در میان دانش‌آموزان: نقش آگاهی، نگرش و مسئولیت‌پذیری محیط‌زیستی</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735887.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: حفاظت از جنگل‌ها به‌ویژه در مناطق حساس اکولوژیکی مانند زاگرس، مستلزم درک عمیق عوامل مؤثر بر شکل‌گیری رفتارهای حفاظتی در نسل‌های آینده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین تعیین‌کننده‌های رفتار حفاظت از جنگل در میان دانش‌آموزان، نقش آگاهی، نگرش و مسئولیت‌پذیری محیط‌زیستی را در قالب یک مدل مفهومی بررسی می‌کند.
روش:  این مطالعه با رویکرد کمی و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را دانش‌آموزان استان کردستان تشکیل دادند که داده‌ها از طریق پرسش‌نامه ساختاریافته جمع‌آوری شد. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید و برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که آگاهی محیط‌زیستی تأثیر مثبت و معناداری بر نگرش و مسئولیت‌پذیری محیط‌زیستی دانش‌آموزان دارد. همچنین، نگرش و مسئولیت‌پذیری محیط‌زیستی هر دو به‌طور معناداری رفتارهای حفاظت از جنگل را تبیین می‌کنند. علاوه بر این، آگاهی محیط‌زیستی به‌صورت مستقیم نیز بر رفتار حفاظتی اثرگذار است، هرچند بخش قابل‌توجهی از اثر کل آن از طریق مسیرهای غیرمستقیم و با میانجی‌گری نگرش و مسئولیت‌پذیری منتقل می‌شود.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهد که رفتارهای حفاظت از جنگل حاصل تعامل هم‌زمان مؤلفه‌های شناختی، نگرشی و اخلاقی هستند. در مجموع، نتایج پژوهش بر ضرورت طراحی برنامه‌های آموزش محیط‌زیست یکپارچه در مدارس تأکید دارد؛ برنامه‌هایی که فراتر از انتقال دانش عمل کرده و به تقویت نگرش‌های مثبت و احساس مسئولیت‌پذیری محیط‌زیستی توجه کنند. یافته‌های این مطالعه می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری آموزشی و توسعه راهبردهای بلندمدت حفاظت از جنگل در مناطق جنگلی کشور فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کیفیت آب رودخانه گل گل در استان ایلام با استفاده از شاخص کیفیت آب (WQI) و شاخص آلودگی رودخانه (Liou)</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735888.html</link>
      <description>با افزایش بهره‌برداری از منابع آب سطحی و گسترش فعالیت‌های کشاورزی و انسانی در حریم رودخانه‌ها، کیفیت آب بسیاری از جریان‌های سطحی در معرض افت قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف سنجش وضعیت کیفی آب رودخانه گل‌گل در استان ایلام و تعیین میزان آلودگی آن با استفاده از شاخص کیفیت آب (WQI) و شاخص آلودگی رودخانه (Liou) انجام گرفت. به‌منظور پایش وضعیت کیفی، طی یک دوره یک‌ساله از خرداد ۱۴۰۳ تا خرداد ۱۴۰۴ از ایستگاه‌های واقع در مسیر رودخانه نمونه‌برداری انجام شد. پارامترهای فیزیکی و شیمیایی شامل pH، DO، BOD5، TDS، TSS، SO₄²⁻، NO₃⁻، NH₃، Ca²⁺، K⁺ و سختی کل اندازه‌گیری و در محاسبه شاخص‌های مذکور به‌کار گرفته شد. نتایج حاصل از شاخص WQI نشان داد که کیفیت آب در فصول مختلف در محدوده رده‌ی خوب قرار دارد؛ به‌گونه‌ای که میانگین مقادیر شاخص از ۹۵٫۳ در تابستان تا ۹۸٫۲ در زمستان متغیر بود. بر پایه‌ی شاخص Liou نیز مقدار شاخص بین ۱٫۵ تا ۲٫۳۸ به‌دست آمد که بیانگر وضعیت آلودگی اندک رودخانه است. بررسی‌های فصلی نشان داد که کاهش فعالیت‌های کشاورزی و ورود پساب در فصول سرد، موجب بهبود نسبی کیفیت آب شده است. در مجموع، کیفیت آب رودخانه گل‌گل از نظر شیمیایی و فیزیکی در سطح مناسب ارزیابی شد، بااین‌حال به‌منظور مصرف شرب، استفاده‌ی مستقیم از آب توصیه نمی‌شود و انجام تصفیه متداول و پایش مستمر کیفیت ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای خودتنظیمی، چالش‌های تاب‌آوری و گذار از تئوری به اجرا در احیای بوم‌شناختی جنگل‌های زاگرس</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735889.html</link>
      <description>جنگل‌های زاگرس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بوم‌سازگان‌های جنگلی ایران، در دهه‌های اخیر با مشکلات جدی تخریب، زوال و کاهش کارکردهای بوم‌شناختی مواجه شده‌اند. این جنگل‌ها که بخش بزرگی از پوشش گیاهی کشور را تشکیل می‌دهند، به دلیل عوامل متعددی مانند خشکسالی‌های مکرر، آفات و بیماری‌ها، بهره‌برداری غیرمجاز و تغییر کاربری اراضی، به شدت آسیب دیده‌اند و بخش قابل توجهی از آن‌ها دچار نابودی شده است. این وضعیت بحرانی علاوه بر تهدید تنوع زیستی، موجب کاهش منابع آب، فرسایش خاک و کاهش کیفیت زندگی جوامع محلی شده است. در این میان، احیای جنگل‌های زاگرس به‌عنوان راهکاری حیاتی برای بازگرداندن پایداری بوم‌شناختی، اقتصادی و اجتماعی مطرح شده است. با این حال، اجرای طرح‌های احیا با چالش‌های نهادی و اجتماعی متعددی روبرو است؛ از جمله ضعف حکمرانی مشارکتی، کمبود منابع مالی، و فشارهای اقتصادی بر جوامع محلی که گاه منجر به بهره‌برداری ناپایدار از جنگل‌ها می‌شود. نمونه‌هایی از تلاش‌های احیا شامل کاشت نهال‌های بومی، توسعه مناطق حفاظت‌شده و استفاده از فناوری‌های نوین برای کنترل آتش‌سوزی و آفات است که گام‌های مثبتی در جهت بازسازی این اکوسیستم‌ها به شمار می‌روند. برای موفقیت در احیای جنگل‌های زاگرس، لازم است رویکردی جامع و مکان‌محور اتخاذ شود که حکمرانی مشارکتی، تأمین پایداری مالی، آموزش و ارتقای آگاهی جوامع محلی و اجرای قوانین سختگیرانه‌تر را در بر گیرد. تنها با چنین رویکردی می‌توان از تخریب بیشتر جلوگیری کرد و زمینه‌های بازگشت سلامت و پایداری این بوم‌سازگان ارزشمند را فراهم نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پراکندگی مناطق مهم پرندگان (IBAs) در پروانس‌های زیستی ایران</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735890.html</link>
      <description>امروزه فعالیت‌های انسانی به عنوان اصلی‌ترین منبع تهدید کننده تنوع زیستی محسوب می‌شود. مناطق زیستی مهم پرندگان به عنوان گروهی از مناطق با تنوع زیستی بالا در جهان مطرح می‌باشند، که نحوه پراکنش این مناطق در بیوم‌ها و پروانس‌های زیستی مختلف در حفاظت از تنوع زیستی موثر می‌باشد. لذا مطالعه حاضر جهت بررسی وضعیت مناطق مهم پرندگان در پروانس‌های زیستی کشور ایران در نظر گرفته شد. در این مطالعه ابتدا لایه‌های مربوط به پروانس‌های زیستی و IBAs  تهیه و با استفاده از روش Intersect در نرم افزار Arc GIS 10.2 میزان پوشش هر پروانس برای IBAs به دست آمد. نتایج به دست آمده نشان داد که پروانس‌های زیستی استپ‌های جنگلی کوهستان‌های زاگرس و مناطق بیابانی و نیمه بیابانی نوبو-سندی جنوب ایران هرکدام به ترتیب با 27 و 24 منطقه بیش‌ترین IBAs کشور ایران را در خود جای داده‌اند. بیش‌ترین میزان همپوشانی IBAs با پروانس‌های زیستی متعلق به پروانس‌های زیستی دریاچه‌ها (58/98 درصد) و مرداب‌های شور رسوبی دجله و فرات (54/21 درصد) نشان داده شد. لذا با توجه به نتایج به دست آمده مناطق با درصد هم‌پوشانی اندک برای انجام هر گونه برنامه توسعه‌ای و مدیریتی برای IBAs در کشور ایران بایستی در اولویت قرار گیرند، تا بتوان به خوبی از خدمات اکوسیستمی تمامی پروانس های زیستی در کشور بهره مند شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد نشانگرهای رفتاری در پایش سمیت زیرکشنده فلزات سنگین سرب و کادمیوم در ماهی زبرا (Danio rerio)</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735891.html</link>
      <description>هدف: آلودگی فلزات سنگین تهدیدی جدی برای اکوسیستم‌های آبی محسوب می‌شود که منجر به اختلال در رفتار ماهیان می‌گردد. این پژوهش به بررسی تأثیر مواجهه 96 ساعته با غلظت‌های زیرکشنده سرب (Pb) و کادمیوم (Cd) بر رفتار شنای ماهی زبرا (Danio rerio) با استفاده از ارزیابی‌های کمّی سینماتیکی و کیفی الگوی حرکتی پرداخته است. 
روش پژوهش: پارامترهای رفتاری شامل مسافت حرکت ، سرعت،  سرعت زاویه‌ای، فرکانس ضربه‌های دمی و الگوی شنای ماهیان با استفاده از نرم‌افزار ZebraZoom مورد سنجش قرار گرفتند. 
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که هر دو فلز موجب تغییرات معنادار با الگوهای متمایزی در رفتار حرکتی ماهیان شدند. مواجهه با سرب منجر به کاهش مسافت حرکتو سرعت (نسبت به گروه کنترل) همراه با افزایش سرعت زاویه‌ای گردید که نشان‌دهنده اختلال در جهت یابی فضایی بود. در مقابل، مواجهه با کادمیوم کاهش شدیدتری در معیارهای حرکتی و فرکانس ضربه‌های دمی ایجاد نمود که حاکی از اختلال در عملکرد عصبی-عضلانی می‌باشد. تحلیل مسیرهای حرکتی، الگوهای شنای حلقوی در ماهیان مواجهه یافته با سرب و حرکات منقطع با توقف‌های مکرر در گروه کادمیوم را آشکار ساخت. این نتایج نشان می‌دهد که مواجهه با غلظت زیرکشنده سرب و کادمیوم موجب بروز تغییرات رفتاری خاص هر فلز در ماهی زبرا می‌شود که احتمالاً از طریق مکانیسم‌های مسمومیت عصبی متفاوتی عمل می‌کنند. 
نتیجه گیری: این مطالعه بر ارزش ترکیب تحلیل‌های کمّی و کیفی رفتاری در ارزیابی‌های اکوتوکسیکولوژیک تأکید داشته و پیشنهاد می‌کند که از تغییرات الگوهای رفتاری نیز در تشخیص اختلالات ناشی از مسمومیت با مواد سمی نیز استفاده گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فلور و ساختار جوامع علف‌ هرز تاکستان‌های شهرستان ملایر</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_735899.html</link>
      <description>روش‌های مختلف کشت و کار بیشترین تأثیر را در نوع و مقدار علف‌های هرز موجود در تاکستان دارند، با کنترل مؤثر علف‌های هرز، مدیریت کلی تاکستان بهبود می‌یابد و به طور همزمان از رشد مطلوب انگور نیز پشتیبانی می‌شود. با توجه به اینکه طیف بیولوژیکی علف‌های هرز بر انتخاب اقدامات کنترل علف‌های هرز تأثیر می‌گذارد، هدف از این مطالعه تعیین ویژگی‌های بیولوژیکی فلور علف‌های هرز در تاکستان‌های شهرستان ملایر، با ارزیابی شکل‌های زندگی غالب و فنولوژی علف‌های هرز شناسایی‌شده بود. تجزیه و تحلیل فلورستیک در طول فصل در 90 قطعه (1 مترمربع)، در 10 سایت در طول فصل رشد( اواسط اردیبهشت تا اواسط خردادماه سال 1397) انجام و 52 گونه گیاهی متعلق به 22 خانواده (42 گونه دولپه‌ای و 10 گونه تک‌لپه‌ای)  شناسایی شد. بیشترین فراوانی (7/91 درصد) و تراکم (48/19 بوته در متر‌مربع) به علف‌هرز چند‌ساله پیچک وحشی (Convolvulus arvensis L.) اختصاص داشت. خانواده گندمیان (Poaceae) با درصد فراوانی (23/19) و کاسنی (Asteraceae) با درصد فراوانی (3/17) به ترتیب با دارا بودن 10 و 9 گونه متنوع‌ترین خانواده علف‌های هرز بودند. از نظر شکل زیستی 4/63 درصد گونه‌ها تروفیت، 2/21 درصد همی‌کریپتوفیت و 4/15 درصد ژئوفیت بودند. از بین گونه‌های شناسایی ‌شده علف‌های هرز یک‌ساله با فراوانی 7/57 درصد در مقایسه با گونه‌های دوساله و چندساله غالبیت داشتند. شناخت فلور علف‌های هرز یک منطقه خاص برای توسعه استراتژی‌های مدیریت علف‌های هرز خاص منطقه بسیار مهم است و براین اساس نتایج به‌دست آمده را می‌توان در راستای اهداف کشاورزی پایدار و مدیریت علمی علف‌های هرز استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارایی عملیات مکانیکی آبخیزداری در بهبود شاخص‌های زیست‌محیطی و اقتصادی حوزه آبخیز (مطالعه موردی: حوضه گاوکش نورآباد، استان لرستان)</title>
      <link>https://arne.lu.ac.ir/article_736045.html</link>
      <description>فرسایش خاک، کاهش پوشش گیاهی و ناامنی اقتصادی ساکنان از چالش‌های اصلی حوضه‌های آبخیز ایران است. عملیات مکانیکی آبخیزداری با هدف کنترل این پدیده‌ها اجرا می‌شود. این پژوهش با هدف تحلیل کارایی عملیات مکانیکی آبخیزداری(بندهای گابیونی و خشکه‌چین) در حوضه گاوکش نورآباد لرستان انجام شد. داده‌های ۲۰ ساله (۱۳۶۷ تا ۱۳۸۶) شامل ۱۴ سال قبل و ۶ سال بعد از احداث سازه‌ها، با استفاده از آزمون‌های غیر پارامتریک کلوموگروف-اسمیرنوف و من-ویتنی در نرم‌افزار SPSS 15 تحلیل گردید.  نتایج نشان داد که احداث سازه‌ها باعث کاهش معنی‌دار(در سطح ۱ درصد) حجم فرسایش خاک از 14/6 به 38/1 تن در هکتار در سال شد. تولید مراتع از14/54  به 67/93 کیلوگرم در هکتار و درآمد سرانه ماهانه از 025/2  به 051/3 میلیون ریال افزایش یافت. ضریب همبستگی اسپیرمن (795/0-،  804/0 ، 795/0 ، Sig=0.000) نشان‌دهنده ارتباط قوی بین اجرای عملیات آبخیزداری و بهبود شاخص‌ها بوده به نحوی که عملیات مکانیکی آبخیزداری در حوضه گاوکش به طور معنی‌داری موجب کاهش فرسایش، افزایش تولید علوفه و بهبود درآمد ساکنین شده و نتایج آن با یافته‌های جدیدترین مطالعات بین‌المللی همخوانی کامل دارد.
موجب کاهش فرسایش، افزایش تولید علوفه و بهبود درآمد ساکنین شده و نتایج آن با یافته‌های جدیدترین مطالعات بین‌المللی همخوانی کامل دارد.
کلیدواژه‌ها: عملیات مکانیکی آبخیزداری، بند گابیونی، فرسایش خاک، تولید مرتع، حوضه گاوکش.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
